امروز    چهارشنبه , 02/آبان/1397   Wednesday , 24/October/2018  - 

قهرمان، نامی برازنده شهید قهرمان مهدی زاده بود/ مرگ در راه خدا یک افتخار و ارزش است

Share/Save/Bookmark

شهید قهرمان مهدی زاده: اینجانب به دشمنان اسلام اعلام می کنم که سیطره آنان بر خاک اسلامی محال است و هرگز نخواهند توانست که به میهن ما دست یابند.

 

به گزارش ملکشاهی خبر، حماسه جاوید دفاع مقدس سرشار از خاطراتی است که حافظه تاریخ را پر از غرور و افتخار کرده است. در این راستا بلاشک انتقال مفاهیم پرمغز دفاع مقدس ، مرهون راویانی است که با فصاحت و بلاغت خود ، چراغ تابناک مهر و مجاهدت را برافروخته و بیرق آزادی و ظفر را بر بام ایران اسلامی به اهتزاز درآورده اند.

عملیات والفجر10 با رمز یا محمد ‌ابن‌ عبدالله(ص) در 23 اسفند 1366 به منزله ی عملیات اصلی سالانه ی جمهوری اسلامی ایران در ارتفاعات و زمین‌های غرب دریاچه ی دربندیخان موسوم به دشت زور انجام شد. این در حالی بود که ارتش عراق می پنداشت ایران همچنان در جبهه‌های جنوب عملیات خواهد کرد و بر این اساس برنامه ‌ریزی کرده بود. سرعت اجرای عملیات، دسترسی سریع یگان‌ها به اهداف، غافل‌گیری دشمن و عقب ماندن از اهدافش سبب شد منطقه ای به وسعت 1200 کیلومتر مربع (شامل 3 شهر و بالغ بر 70 روستا ابتدا محاصره و سپس تصرف شود.

فرماندهي این عملیات بر عهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود و از نتايج عمليات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- آزادسازي منطقه‌اي به وسعت حدود 1200 كيلومتر مربع شامل شهرهاي حلبچه، خرمال، بياره، طويله عراق و نوسود ايران.

- كاهش خط پدافندي خودي و گشودن جبهه‌اي جديد براي دشمن و انتقال توان عمده‌اي از ارتش عراق به جبهه شمالي.

تلفات دشمن: حدود 10000 كشته و 5440 اسير

خسارات دشمن: انهدام 10هواپیما، 1 هلی‌کوپتر، 270 دستگاه تانك و نفربر، 60 قبضه توپ صحرايي، 20 قبضه توپ ضدهوايي، 40 قبضه خمپاره‌انداز، 13 دستگاه مهندسي، 230 دستگاه خودرو و 750 قبضه اسلحه انفرادي و آرپي‌جي هفت

غنائم: 90 دستگاه تانك و نفربر، 100 قبضه توپ صحرايي، 20 قبضه توپ ضدهوايي، 20 قبضه خمپاره انداز، 15 دستگاه مهندسي، 800 دستگاه خودرو و 6110 قبضه اسلحه انفرادي و آرپي‌جي هفت.

لشکر 11 حضرت امیرالمومنین(ع) ایلام یکی از یگان های عمل کننده در عملیات والفجر 10 بود، شهید قهرمان مهدی زاده از رزمندگان لشکر امیرالمومنین(ع) و آرپی جی زن گردان 502 امام حسین (ع) بود که در این عملیات جانانه جنگید و به فیض شهادت نائل آمد.

زندگی نامه شهید قهرمان مهدی زاده:

شهید قهرمان مهدی زاده در سال 1348در خانواده ای اصیل و مذهبی در روستای وری از توابع شهرستان ملکشاهی  دیده به جهان گشود.

با رسیدن به سن هفت سالگی ثدم به مدرسه گذاشت و در دبستان زادگاهش تحصیلات ابتدایی را به پایان رساند و پس از پایان تحصیلات ابتدایی در روستای محل سکونتش همراه پدر به کار و تلاش روی آورد.

با آغاز حمله دشمن به کشور اسلامیمان او برای حضور در این دفاع لحظه شماری می کرد تا اینکه به سن مشمولیت رسید و به عنوان پاسدار وطیفه به لشکر مقتدر امیرالمومنین(ع) پیوست و پس از طی دوره های آموزشی به میادین نبرد اعزام شد.

شهید قهرمان مهدی زاده بعنوان آرپی چی زن گردان 502 امام حسین(ع) در چهار عملیات حضور داشت و سرانجام در تاریخ 66/12/22 در عملیات والفجر 10 در اوج ارتفاعات سربه فلک کشیده شاخ شمیران توسط گلوله دشمن هدف قرار گرفت و به سوی ملکوت به پرواز درآمد.

وصیت نامه شهید قهرمان مهدی زاده:

اینجانب با نیت خالص و اراده ای مصمم به عضویت سپاهیان اسلام درآمده و در جبهه های جنگ حضور یافته و به خدای سبحان سوگند یاد می کنم که تا آخرین قطره خونی که در بدن دارم از میهن اسلامیم ایران دفاع نموده و با یاری خداوند و به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و همچنین همکاری دیگر سپاهیان و رزمندگان، هرگز به دشمنان اجازه نخواهیم داد که بر خاک کشور ما تسلط یابند.

اینجانب به دشمنان اسلام اعلام می کنم که سیطره آنان بر خاک اسلامی محال است و هرگز نخواهند توانست که به میهن ما دست یابند.

اگر تمامی ابر قدرتها و جهانخواران و سایر قدرتهای مرتجع جهانی با هم متحد شوند باز هم لحظه ای از کوشش و دفاع از کشورمان فرو نخواهیم نشست و در برابر همه قدرتهای فاسد جهانی ایستادگی و مقاومت می کنیم.

به همه رزمندگان و مردم ایران اسلامی وصیت می کنم که یک لحظه از تلاش و کوشش درجهت دفاع از میهن اسلامی دریغ نورزیده و تا آخرین قطره خونی که در بدن دارند در مقابل دشمنان مقاومت نمایند و خاکهای تصرف شده توسط دشمن را هرچه زودتر آزاد نمایند تا انشاءالله تعالی در آینده ای بسیار نزدیک بر دشمن غلبه کرده و میهن اسلامیمان را دوباره آباد سازیم.

من می دانم و یقین دارم که حتما در این راه شهید خواهم شد به راستی که شهادت در راه خدا و دفاع از خاک اسلامی چقدر عزیز و با عزت است و عاقبت خوب آن چقدر لذت آور است، ما مرد جنگیم و از مرگ نمی ترسیم اما نگران آن هستیم که مبادا دشمن فاسد بر کشور عزیز ما دست یابد. از خداوند متعال پیروزی اسلام و رزمندگان اسلام را خواستارم. ((نصر من الله و فتح قریب))

رشادت و شهامت شهید مهدی زاده به روایت روایت فرمانده گردان/ شهید قهرمان برای عملیات لحظه شماری می کرد

سرهنگ پاسدار "حسین قادری"؛ از فرماندهان لشکر 11 امیرالمومنین(ع) در دوران دفاع مقدس و فرمانده گردان 502 (گردان محل خدمت شهید مهدی زاده) در گفتگو با خبرنگار ما گفت: شهرستان ملکشاهی در دوران دفاع مقدس باتوجه به اینکه یک بخش بود ولی بیشتر از سایر شهرستانها توانمندی دفاعی داشته است. اعداد و ارقام نیز نشان می دهد کع ملکشاهی شهرستانی رزمنده خیز و رزمنده پرور بوده است.

در دوران دفاع مقدس با بررسی اجمالی لشکر امیرالمومنین (ع) می توان گفت که در همه رده ها و مجموعه های لشکر، رزمندگان شهرستان ملکشاهی حضور داشتند.

در دوران دفاع مقدس هیچ رزمنده ای حتی سربازان وظیفه به صورت اجبار به جبهه نمی آمد بلکه همه به صورت اختیاری به جبهه اعزام می شدند.

شهید قهرمان مهدی زاده زمستان سال 1365 داوطلبانه با عضویت پاسدار وظیفه به جبهه اعزام شد و در لشکر 11 امیرالمومنین(ع) وارد گردان عملیاتی 502 امام حسین(ع) شد و بعنوان آرپی چی زن گروهان دوم در جبهه های حق علیه باطل خدمت می کرد.

وی در عملیات های کربلای 10 در کردستان(شهر ماوت عراق)، نصر 4 در کردستان، عملیات انهدامی قلاویزان در بهمن 66 و عملیات والفجر 10 در شاخ شمیران شرکت کرد که در عملیات شاخ شمیران نیز به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

در عملیات والفجر10 در منطقه شاخ شمیران، موقعیت گردان 502 امام حسین(ع) از لشکر11 امیرالمومنین(ع) در حساس ترین مکان عملیات قرار داشت. در منطقه این عملیات یک رودخانه بنام سراژین وجود داشت که ما حدود 20 بار باید از آن عبور می کردیم و مجبور شدیم در موازات رودخانه حرکت کنیم و عملیات انجام دهیم.

در تاریخ 66/12/23 عملیات والفجر 10 در منطقه شاخ شمیران که مسلط بر چند شهر عراق از جمله سیدصادق، حلبچه، سد دربندی خان، جاده سلیمانیه و... بود آغاز گردید.

مهمترین منطقه عملیاتی در عملیات والفجر 10 محور گردان 502 امام حسین(ع) بود. دو گروهان از از گردان 502 از یک مسیر و گروهان دوم که شهید قهرمان مهدی زاده آرپی جی زن آن بود از مسیر دیگر وارد کانال شدند، دشمن داخل کانال را مین گذاری کرده بود. شهید مهدی زاده در اولین شب عملیات پس از عبور از خیلی از معبرها و پس از شلیک آرپی جی و ایجاد رخنه در دشمن بر اثر انفجار مین به شهادت رسید. جنازه ایشان حدود 2هفته در داخل میدان مین بود و پس از دو هفته جنازه به بهداری انتقال داده شد.

هر نیرویی که در عملیاتها شهامت و شجاعت داشت در عملیاتهای بعدی در پست های بالاتری بکار گرفته می شد و بنده در نظر داشتم بعد از عملیات والفجر 10 ایشان را در مسئولیت فرمانده دسته بکار گیرم

ایشان یکی از نیروهای بسیار خوب گردان بود ، انشاءالله خداوند شفاعت این شهید بزرگوار را نصیب  ما گرداند.

در والفجر 10 با شلیک آرپی جی و با ورود به کانال ها در صفوف دشمن ایجاد رخنه کرد و جلوتر از همه رزمندگان وارد کانال شد، از نیروهای همراه تخریب چی و اطلاعاتی و پشتیبانی گردان بود..

شهید قهرمان مهدی زاده یکی از نیروهایی بود که برای عملیات لحظه شماری می کرد و اگر به ایشان گفنه می شد که به عنوان عقبه در مقر گردان بماند و به عملیات نیاید بسیار ناراحت می شد و این نشات گرفته از روحیات ایشان بود.

شهید مهدی زاده دارای ویژگی های خاص و منحصر به فردی بود. وی از لحاظ فیزیکی و بدنی یک نیروی آماده بود و چون از لحاظ بدنی آمادگی کامل داشت بعنوان آر پی جی زن مشغول خدمت بود ، یکی از ویژگی های آرپی جی زن داشتن آمادگی و توان بدنی است.

شجاعت و شهامت ایشان زبانزد بود، وظیفه ایشان متناسب با روحیاتش بود و از یک روحیه بسیار خوبی برخوردار بود و از آمادگی کامل از لحاظ روحی برخوردار بود.

شهید مهدی زاده یک انسان مودب و با تربیت و دارای رفتار اجتماعی بسیار خوب بود و رفتار دوستانه ای داشت و از همه مهمتر یک فرد تبعیت پذیر بود و دستورات مافوق را کاملا رعایت می کرد.

وی از لحاظ معنوی فردی مخلص و با تقوا بود و توجه خاصی به مسائل معنوی داشت.

از میان 400 نفر نیروی گردان، ایشان را کاملا از نزدیک می شناختم چون توانمندی خود را نشان می داد و کلیه رفتار و روحیان ایشان از لحاظ شخصیتی و عملیاتی در ذهن بنده می باشد.

قهرمان، نامی برازنده شهید قهرمان مهدی زاده بود/ مرگ پسرم در راه خدا برای من یک افتخار و ارزش است

مادر شهید قهرمان مهدی زاده در گفتگو با ملکشاهی خبر، گفت: شهید قهرمان مهدی زاده در سال 1348 به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاه به پایان رساند و مشغول کار و فعالیت شد.

ایشان عاشق جبهه بود و هنگامی که به سن مشمولیت رسید با عضویت پاسدار وظیفه به جبهه اعزام و به لشکر امیرالمومنین(ع) پیوست.

دو ماه قبل از شهادتش در منطقه مهران زخمی شده بود و پس از مداوا به او گفتم چند روز مرخصی بگیر و در منزل استراحت کن اما وی قبول نکرد و گفت مادر باید به جبهه برگردم ، حضور در جبهه را بر استراحت در منزل ترجیح داد و به جبهه برگشت و پس از آن به شاخ شمیران اعزام شد و در همان عملیات (والفجر10) شهید شد.

پس از شهادت 40روز خبری از جنازه شهید قهرمان نبود و بعد از 40 روز جنازه وی به میهن بازگشت و در گلزار شهای ملکشاهی به خاک سپرده شد.

شهید قهرمان مهدی زاده، دارای خصوصیات شخصیتی بارزی بود. فرزندی دلسوز و دوستدار والدین بود، اهل نماز اول وقت، وفادار به نظام و انقلاب، شجاع و نترس بود.

شهید قهرمان، مثل نامش یک قهرمان بود و این اسم برازنده او بود، قهرمان شخصی باغیرت، دلسوز، مهربان و دوستدار جبهه و عاشق شهادت بود.

از مسئولین انتظار دارم از خانواده های شهدا سرکشی کنند و این کار تداوم داشته باشد، چرا که این کار باعث دلگرمی خانواده های شهدا خواهد شد.

علاوه بر فرزندم که شهید شده است همسرم نیز بعنوان یک رزمنده در جبهه ها حضور داشت و به درجه جانبازی نائل آمد و فرزند دیگرم نیز رزمنده و جانباز است.

وقتی جنازه فرزندم را آوردند بسیار خوشحال شدم که فرزندم در راه نظام و آرمانهای انقلاب شهید شده است و برای من یک افتخار بود چون خانواده های شهدا در دنیا و آخرت دارای اعتبار معنوی هستند.

فرزندم در راه دین اسلام شهید شد، در راه دین رفت، برای خفط این خاک رفت که وطن به دست دشمن نیافتد. و همه باید تلاش می کردند که این خاک اسلامی به دست دشمنان نیافتد.

در صورت نیاز در جهت حفظ منافع نظام و انقلاب فرزند دیگرم را نیز تقدیم این نظام اسلامی خواهم کرد.

عاقبت زندگی مرگ است اما اگر مرگ در راه خدا باشد بسیار شیرین است و مرگ پسرم در راه خدا برای من یک افتخار و ارزش است.

شهید مهدی زاده عاشق جبهه بود

"رحمان مهدی زاده"؛ برادر شهید قهرمان مهدی زاده در گفتگو با ملکشاهی خبر، گفت: شهید مهدی زاده دارای اخلاق و رفتار بسیار خوبی با خانواده بود.

من برادر بزرگترش بودم، به شهید قهرمان گفتم که پدرم بعنوان رزمنده در جبهه است و من نیز باعضویت وظیفه مشغول خدمت هستم، تو دیگر به جبهه نرو و در خدمت خانواده باش ، ولی او قبول نکرد و گفت من باید به جبهه بروم و از دین و انقلاب دفاع کنم.

او عاشق جبهه بود، یک بار در مهران بر اثر اصابت ترکش زخمی شده بود، هرچی به او گفتیم چند روزی در منزل بمان و استراحت من اما قبول نکرد و گفت باید به جبهه برگردم چون عملیات در پیش داریم.

در زمستان سال 65 با عضویت پاسدار وظیفه به عضویت لشکر 11 امیرالمومنین(ع) درآمد. در عملیاتهای متعددی از جمله کربلای 10، نصر4، شاخ شمیران، مهران و قلاویزان حضور داشت و پس از 13 ماه خدمت در جبهه در تاریخ 66/12/23 در منطقه عملیاتی شاخ شمیران در عملیات والفجر10 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پس از شهادت وی خبری از جنازه اش نشد، به دنبال جسدش تا ستاد معراج کرمانشاه رفتیم ولی پیدا نشد، بعد از حدود 40 روز که منطقه شاخ شمیران توسط سپاه محمد رسول الله (ص) آزاد شده بود، جنازه اش پیدا شد و پس از انتقال به شهرستان ملکشاهی در گلزار شهدای شهر ارکواز به خاک سپرده شد.

شهید مهدی زاده، فردی خوش اخلاق و خوش برخورد و همیشه می گفت که باکسی بداخلاقی نکنید و بد رفتار نباشید.

با خانواده و فامیل بسیار مهربان بود، دلسوز بود و صله رحم می کرد و وقتی که به مرخصی می آمد از همه آشنایان و فامیل بازدید می کرد و به دیدار دوستانش می رفت.

وصیتش این بود که به جبهه می روم و اگر شهید شدم برای من ناراحت نشوید چون در راه انقلاب و دفاع از دین می روم.

خیلی کم به مرخصی می آمد و وقتی که به مرخصی می آمد به دیدار خویشان و آشنایان و دوستانش می رفت و زود به جبهه برمی گشت و می گفت باید زودتر به جبهه برگردم و از میهن دفاع کنم.

علاوه بر برادرم که شهید شد، پدرم نیز رزمنده و جانباز بود و خودم نیز در جبهه بودم و در عملیاتهای والفجر8، منطقه فاو، جزیره مجنون، سومار و... حضور داشتم.

دوستدار انقلاب بوده و ولایتمدار و حامی ولایت فقیه هستیم. مطیع امر رهبری می باشیم و در همه صحنه های حساس نظام حضور خواهیم داشت.

انقلاب را با خون جگر بدست آوردیم و همیشه از این نظام و انقلاب دفاع خواهیم کرد و اجازه نمی دهیم که این انقلاب اسلامی به دست نااهلان بیافتد، لذا همیشه آماده دفاع از میهن اسلامی و انقلاب اسلامی هستیم.

عجله شهید مهدی زاده برای آغاز عملیات

"عبدالرضا باشی"؛ همرزم شهید مهدی زاده در عملیات والفجر 10 در گفتگو با خبرنگار ما گفت: قهرمان اسمی برازند برای شهید قهرمان مهدی زاده بود.

ایشان پاسدار وظیفه در گردان آفندی 502 امام حسین(ع) به فرماندهی حاج حسین قادری مشغوا انجام وظیفه بود.

بنده در عملیات والفجر 10 هم رزم شهید مهدی زاده شدم و مدت 15 روز در منطقه شاخ شمیران در آمادگی برای عملیات در زیر یک چادر به سر می بردیم.

شهید مهدی زاده شخصی شجاع، مومن و شوخ طبع بود و همیشه سرودهای انقلابی زمزمه می کرد.

ایشان فرمود در مدت خدمتم در جبهه در چهار عملیات شرکت کرده ام و در عملیات والفجر 10 ، شهید برای عملیات عجله داشت و لب خندان سایر رزمندگان را تشویق می نمود.

یادم هست که به شهید مهدی زاده گفتم؛ برادر خیال می کنی که برای عروسی می رویم، داریم در عملیات شرکت می کنیم، چرا اینقدر خوشحال هستی. شهید مهدی زاده گفت؛ خودم هم تعجب دارم این دفعه هم برای عملیات عجله دارم و هم خیلی خوشحال هستم، حدس می زنم شربت شهادت شامل حالم شود.

افزودن نظر


آخرین اخبار