امروز    سه شنبه , 25/مهر/1396   Tuesday , 17/October/2017  - 

قطار سریع السیر «هاگوارتز*» به ارغوان می رسد

Share/Save/Bookmark

سوزبان که مسیر را به سمت ایلام باز می کند، لوکوموتیو ران اهرم فرمان را جابجا کرده و قطار آرام آرام ایستگاه را ترک می کند.

نریمان خلیلی/ دانشجوی دکتری پژوهش هنر: «میدان راه آهن»، «میدان توسعه» است، باز شدن پای ایلامیان به این میدان، پاگشایی مبارکی است. امید که این خواستنی خجسته با صفیری که صدایش برای غرب کشور ناآشناست، برای ما آشنا شود و برای هنر و ایماژهای آن «آشنا زادیی» انجام دهد. جدای از قابلیت های امنیتی سیاسی، وتوسعه اقتصادی،آرامش مسافر، عدم ترافیک و... که در حوزه اقتصاد و حمل و نقل وجود داشته و قابل بررسی جدی هستند، در این مجال کوتاه از منظر بازنمایی و رابطه «من» و «دیگری» در خلق «سوژه» و «آشنا زادیی» در «عادت واره ها »، خبرِ به پیمان سپاری راه آهن ایلام بررسی می شود.   
ریل  و «ترن آشنا زدا» با خود قابلیت های جدیدی می آورد که حیطه سوژه  را دیگر شرمسار ابژه نخواهد کرد. قالب های هنری با انواع مدیوم هایی که خروجی ـ کلاسیک تا پست مدرن ـ آنها خواهند بود، برای خروج و بازسازی دریافت های ذهنِ مالوف و خوگرفته تسهیل خواهند نمود. «آشنا زدایی» در اصطلاح فرم گرایان  با اندیشه های  «شکلوفسکی» روسی آغاز شد،  کنار گذاشتن تکراری و بکار گیری مفاهیم و انگاره ها در قالب و رویکردی جدید برای رسیدن به مکتب و سبکی نو جز اندیشه های فرم گرایان بوده است. «چرا که تکرار به عنوان جزئی از زندگی، به سرعت زندگی ما انسان‌ها را عادت­زده می‌کند، چندان که آگاهی‌مان را نسبت به محیط اطراف مرده می‌سازد و این هنر است که با بکارگیری تمهیدات «بازدارنده» یا «کنُدکننده»، به اشیاء جانی تازه می‌بخشد و آن‌ها را «قابل درک­تر» و آگاهی ما را نسبت به آن‌ها کامل‌تر و نزدیک‌تر می‌کند (تری،1380: 7). ما از موضعی و رویکردی به «ترن آشنا زاد» نگاه خواهیم انداخت که این اسب آهنی به  عنوان یک محمل در بیان هنری در جغرافیای زاگرس و در نظام زبانی کُردی وجود نداشته و در موقعیت دیگری ـ مثلا یک مسافرـ با آن در تقابل و استفاده بوده ایم. «ایستگاه راه آهن سیروان» در هر مدیومی «دیگر بودگی» مورد نظر میشل فوکو را به «من» به نفع ایلامی جماعت رقیق خواهد کرد. به واقع آنچه از مفهوم آشنازدایی مطمح نظر خواهد بود این است که رسالت هنر انکاشف از هویت چند باره اجسام و موتیف ها است.
اگر این وسیله حمل و نقل که قبل از سال 1850 م در انگلستان و آمریکا مورد استفاده قرار گرفته است، چنانچه در دهه 60 شمسی در ایلام و در زمان جنگ تحمیلی و در پشتیبانی جنگ صدایش شنیده می شد، چه میزان از ادبیات مکتوب و هنرسینما را به ایلام اختصاص می داد؟ این بستر موجب خلق فیلم هایی چون «خداحافظ رفیق» (بهزاد بهزاد پور)  مثلاً در چها مله، «دوئل» ( احمد رضا درویش) در کناره های سیمره و دهها اثر سینمایی و صدها اثر ادبی می گردید و آنچه از قِبل این به ما می رسید ایلام در «میدان توسعه» بود و صدها هنرمند و نویسنده و شاعر به داشته های فرهنگی اضافه می کرد. این توصیف رد کردن از یک پیچ تاریخی و گذر قطار به منزله عبور از تونل زمان و ورود به عرصه جدید خواهد بود و به هیچ وجه نگارنده را در دام عصبیت قبیله ای مستهیل ننموده، این چشم انداز از هر منظری قابل تاویل و واکاوی علمی است. «ترن آشنا زدا» رهیدگی از دام «عادت واره ها» و اقبال به عناصر و موتیف های جدید و به تعبیر «شکلوفسکی»سامان یافتن دوباره ادراک ما که رونق ـ حداقل ـ اقتصاد و استقلال هنر را در پی داشته باشد، امر مبارکی خواهد بود.
در صحنه ای از سریال «هوز کشمات» (کمال زحمت کش) راننده تاکسی تهرانی، ایلام را نمی شناسد، می گوید : ایلام کجاست؟ این «دیگری برتر» باعث خشم مسعود (رضا میکرمی) مسافر ایلامی شده و عدم اطلاعات عمومی و جغرافیایی راننده را که فارغ التحصیل دانشگاه است گوشزد می کند، این صحنه به صورت واقع گرایانه ممکن است ما به ازایی برای هر ایلامی داشته باشد! براستی دلیل چیست؟ جواب در شیوه «آشنایی زدایی» که منجر به «بازنمایی» می شود، خواهد بود. در مثال قبل اگر شخصیت زینال (پژمان بازغی) در فیلم دوئل که لوکیشن فیلم در یک ایستگاه راه آهن می گذرد یک «کُرد ایلامی» می بود چقدر زمینه بازنمایی استان را بدون هزینه های گزاف انجام می داد؟ تاکید می کنم بازنمایی و حذف «دیگری برتر» که در ساختار اجتماعی شهروندان پایتخت نشین به شهرهای کوچک وجود دارد الزماً با ورود قطار از بین نخواهد رفت اما مسیر بازنمایی را بسیار آسان نموده و با فراغ بال بیشتری این فرآیند طی خواهد شد.

معمولا بازنمایی را معنا سازی از طریق بکارگیری نشانه ها و مفاهیم و استفاده از یک چیز به جای چیز دیگر با هدف انتقال معنا تعریف می کنند. (میلز، 1385: 333). اسطوره ، آیین و همه ابژه ها جز نشانه هایی هستند که بازنمایی را تقویت و هویت را در درون گفتمان پر رنگ کرده و دیگری برتر را اگر نه به محاق فراموشی ولی حداقل کم رنگ خواهد کرد. جشنواره فیلم های دریایی که اخیرا فراخوان آن پخش شده، الزاما فیلم هایی پذیرفته می شوند که با محوریت دریا باشند. دریا نشانه ای است که جنوبی ها یا شمالی ها را از آن طریق بازنمایی  وارد چرخه گفتمان خواهد کرد،  کشتی یونانی به گل نشسته در جزیره کیش بدون هرگونه هزینه برای یونانی ها بازنمایی فرهنگ یونانی را خواهد داشت. و البته جشنواره های تخصصی با محوریت هر کدام از رشته های هنر در یک منطقه جفرافیایی این روند را دنبال می کنند. شما تصور کنید مجموعه جدید شعرهای عاشقانه «جلیل صفربیگی» مثلا  با عنوان «ترن مهران» سروده شود. کاری که سابق بر این «علیرضا قزوه» با دفتر شعر«قطار اندیمشک» درباره شعرهای دفاع مقدس انجام داده بود. غرض صرفاً عنوان ریل و قطار در یک فیلم داستانی و سریال نیست، این نشانه مهم محمل و بستری برای تولید محتوا و انتقال معنا خواهد بود.
هال می گوید بازنمایی فرایند ذاتی تولید و مبادله ی معنا بین اجزای یک فرهنگ است و این امر مستلزم به کارگیری زبان، نشانه ها و تصاویر برای چیزهاست. به عبارت دیگر بازنمایی یکی از کردارهای تولید کننده فرهنگ است. تأکید بر کردارهای فرهنگی در اینجا بدین معناست که این مشارکت کنندگان در یک فرهنگ هستند که به افراد، ابژه ها و حوادث معنا می بخشند. چیزها فی نفسه دارای معنا نیستند، بنابراین معنای چیزها محصول چگونگی بازنمایی آنهاست (هال، 2003: 2 به نقل از خالق پناه، 1387: 164).  ابژه در این مجال «قطار» خواهد بود، و همچنانکه گفته شد در طول زمان و عمق معنا، بازنمایی و ایجاد هویت رهاورد آن است. تلاش دکتر امینی رئیس مجمع نمایندگان استان ایلام و نامه نگاری با دکتر روحانی برای اعتماد به نخبگان ایلامی و قرار گرفتن نام آنها در بین وزراء یا معاونین رئیس جمهور ـ درصورت تحقق یا عدم تحقق ـ بازنمایی ایلامی ها را در عرصه گفتمان تقویت خواهد کرد. زائرین اربعین در قطار «تهران ـ مهران» در اثر برخورد با نشانه ها و تصاویر و مفاهیم کُردانه، کردار تولید فرهنگی را به نفع معنا سازی برای ایلامی و کمرنگ کردن تلقی «دیگری برتر (او)» پر رنگ خواهند کرد.
لوکوموتیو ران توسعه ایلام برای دردهای آلامتو صفیرِ اسب آهنی را طالب شده، چه خواستنی درستی است و چه تحفه گرانمایه ای، ان شاءالله که کیف هایمان را نیز آشنا زدا کند.
ـــــــــــــــــــــ  
* اسم قطار در فیلم هری پاتر و صرفاً یک وجه نمایشی برای مطلب حاضر.
ـ ایگلتون، تری (1380) در آمدی بر نظریه ادبی، ترجمه عباس مخبر، نشر مرکز، تهران.
ـ میلز، اندرو (1385) درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر. مترجم: محمدی، جمال، تهران، نشر ققنوس.
ـ خالق پناه، کمال (1387) لاک پشت ها هم پرواز می کنند. فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات، پاییز، شماره دوازدهم، صص 182- 163

افزودن نظر


آخرین اخبار

اخبار پربازدید